|
خبرنامه شوراي هماهنگي نيروهاي اصلاح طلب دانشگاه آزاد اسلامی یزد
|
این که سفر رییس دولت سابق و یا یکی از دست اندرکاران دولت به یک کشور بیگانه موضوع نگارش نامه ای خاص از سوی شخصی خطاب به همه و یا خطاب به فرد مورد نظر موضوع قرار گیرد، از موارد نادر در صحنه سیاست ورزی ایران بوده و هست. پیش از این در ایام نه چندان دور شاهد چند بار نامه نگاری طلاب به هاشمی رفسنجانی بودیم که خود گرچه نامه ای به سبک نامه های سرگشاده به حساب می آمد لیکن در آن حریم حرمت روحانیت رعایت شده بود و تنها به طرح سوالاتی که به کلیت نظام لطمه ای وارد نمی کند و یا سوالات خانوادگی و شخصی بسنده شده بود. لیکن در نامه ی اخیر که از جایگاه همسر رییس دفتر رییس جمهور صادر شده است، گرچه نگارنده من حیث المجموع خود دارای هیچ جایگاه حقوقی نمی باشد، لیکن از آن جا که نظرات وی را می توان به گونه ای به کل بدنه ی دولت تعمیم داد، جای بحث و بررسی دارد. با این حال، به نظر می رسد اگر نگارنده نامه خود به چنین جایگاه مستحکمی متصل نبود، ایراد شکایت از جانب مدعی العموم علیه وی تا حدودی حتمی بود. با این حال؛ از آن جا که عادت نموده ایم به نقدهای تند و بدون تعقل علیه دول پیشین هیچ ایرادی وارد نباشد، بنا را بر این می گذاریم که هر شخص نوعی به عنوان نگارنده ی این نامه در مضان هیچ اتهامی قرار نخواهد گرفت. از این روی باید به این نکته اشاره نمود که اصولا بررسی این نامه از دیدگاه حقوقی جز اتلاف وقت و هزینه ی کشور و دادن بهانه به دست بیگانگان هیچ دستاورد دیگری نخواهد داشت و بنابراین حتا پاسخ به آن از سوی شخص سید محمد خاتمی پیگیری نخواهد شد. بااین حال، حافظه ی تاریخی ملت ایران نشان داده است که ظرف هشت سال اخیر آن چه که از سوی دشمنان – بهتر که به جای منتقدان در این بحث از دشمنان استفاده کنیم- خاتمی بر علیه وی مطرح شده است و البته خالی از هرگونه داعیه ی محکمه پسند بوده است به پتکی بر علیه خود آنان بدل گشته و تنها وی را در دیدگاه ایرانیان و حتا دول خارجه محبوب تر نموده است. قصد آن نداریم که از وی بتی در حد روسای جمهور جدید و قدیم بسازیم لیکن حداقل اعتبار روشنفکری وی و ایده ها و نظراتش در باب تعالی هر چه بیشتر بشریت و به تبع آن ایرانیان وی را این گونه محبوب جلوه داده است و چیزی نیست که بتوان به همین سادگی آن را لگد مال طفلی گهر نشناس کرد.
از نظر رویکردهای جامع شناختی نامه ی فاطمه رجبی همسر دکتر الهام حاوی نکاتی است که از نظر پنهان نمی ماند:
1- روند نگارش نامه در دولت نهم که با نگارش نامه هایی از سوی محمود احمدی نژاد به روسای جمهور و نفرات طراز اول دول مختلف آغاز شده است مسلما به این زودی زود قصد پایان ندارد و خود مولود نگارش نامه از سوی دیگران که خود را چیزی کمتر از وی قلمداد نمی کنند به این و آن شده است، چیزی که هزینه ی بسیار سنگینی را برای دولت در پی داشته است و در بعد بین الملل تنها به کاهش اقتدار جمهوری اسلامی در اذهان ملل جهان و در بعد داخلی تنها به دامن زدن به آتش تفرقه و باز کردن دست اجانب به وادی سیاست ورزی ایران انجامیده است. چیزی که سرکار خانم رجبی آن را به تلویح به دول سازندگی و اصلاحات با عناوین « اصلاح طلبی یک برنامه برون مرزی» و « توسعه برنامه ای امریکایی» نسبت داده اند.
2- اگر چه در حدیث بزرگان گفته آمده است که «آن چه خود بنا می نهی روزگاری دامن خود و دودمانت را خواهد گرفت!» لیکن سید محمد خاتمی که در این نامه هیچ نامی از سیادت و البته روحانی بودن او نیامده است خود بنیان گذار نقد مصلحانه و نقد از درون بود لیکن هیچ گاه حتا شخص وی نیز گمان نمی برد که پس از پایان دوران ریاست جمهوری به چنین چوب تری نواخته شود گرچه از همان اوان آخرین روزهای دولتمردی اش نوید این را داده بود که روزگاری شدید ترین ناسزاها به وی و دولتش نسبت داده خواهد شد و پس از آن است که مردم قدر دولتش را خواهند دانست... با این حال، پرخاشگری یکی از منتسبان به دولت که از بخت بد خاتمی این بار همسر یکی از دولت مردان نیز به شمار می رود، چنان محال می نمود که حتا به مخیله اش هم چنین محالی راه نمی داد. با این حال گمان می رود ناراحتی خانم رجبی از جای دیگری است و ایشان بیش از آن که در فکر نقد دولت اصلاحات باشند در صدد خالی نمودن عقده های دیگر بر سر این طیف می باشند. عقده هایی که به نظر می رسد بی ارتباط با همرزمانشان در دولت نهم و مجلس هفتم نباشد. از این روی می توان این نامه را بیشتر به زهر چشمی برای همسنفان به شمار آورد تا برای خاتمی که اگر به همین روند طی طریق نمایید آتش ما دامان شما را هم خواهد گرفت. چنانکه در پاراگراف پایانی با اشاره ی مستقیم به سفرهای اخیر رییس مجلس و انتقادات ایشان از عدم همراهی دولت نهم با مجلس از « تکلیف مجلس بر دولت نهم» سخن می گوید.
3- شکل گیری جریان فرقه مصباح: فاطمه رجبی گرچه خود، تنها به واسطه همسرش مقبولیت نوشتن نامه ای در این سطح را یافته است، خود پیش از این در نشریات مرتبط با طیف تندروی محافظه کار دست به قلم داشته است و نشریاتی همچون یا لثارات از قلم سراسر فحاشی و ناروای او سود برده اند. از سوی دیگر، بدلیل نزدیکی بسیار زیاد وی به رییس دولت منتخب و همچنین لینک هایی که بین وی و جریان مصباح وجود دارد بسیار دیده شده است که نظرات وی توسط مصباح و طیف هم عقیده با او تایید و تکمیل شده است. با این حال، عدم موضع گیری صریح الهام درباره ی نامه های نگاشته شده توسط همسرش و اتهاماتی که به خاتمی، هاشمی، حداد عادل و در کتاب معجزه ی هزاره سوم به ناطق، قالی باف، لاریجانی، کروبی و معین، وارد کرده است، نیز نشان از این دارد که نظرات وی تا حدود زیادی مورد تایید همسر وی که از تندروهای وابسته به جریان مصباح است می باشد. به هرحال، بیم آن می رود که با ادامه ی نامه نگاری های وی شاهد بالفعل شدن اصول مورد نظر طیف مصباح باشیم و این خود نوید پرداخت بهایی بسیار سنگین را از طرف ملت ایران بدلیل تندروی های این طیف می دهد.
4- تعیین تکلیف برای حوزه ی علمیه : از آن جا که در نامه اخیر وی به حوزه ی علمیه نیز تکلیف نموده تا لباس روحانیت را از تن سید محمد خاتمی به در نموده و وی را به دلیل « جولان در ایالات متحده» و همصدایی با « کلیساهای دین سوز وابسته به امریکا» از این درجه ساقط کنند. گرچه هنوز سخن امام خمینی در باره ی سید محمد خاتمی از خاطرمان نرفته و همگان بر حد بالای علمی و معنوی وی از نظر حوزه ی علمیه و دانشگاهها صحه گذاشته اند.
5- « مثلث نامیمون» وی نیز همچون بسیاری دیگر از اصول گرایان طیف مصباح معترض به تشکیل مرکز تحقیقات استراتژیک که با حضور جمعی از دولتمردان قبلی و فعلی تشکیل شده است می باشد و عقل خود را فرای عقل جمعی مجمع تشخیص مصلحت نظام فرض نموده و حتا دست به تصمیم گیری به جای روسای مجمع زده است.
فرای از سخنان فاطمه رجبی و حرف هایی که پس از آن از این سوی و آن سوی به گوش رسید مواردی چند را می توان به عنوان نتایج میمون و نامیمون این نامه به شمار آورد:
الف)کمک به روشن تر شدن مواضع دولت و شفاف نمودن ادبیات کاربردی دولت در سه سال باقی مانده از عمر آن؛ این امر مسلما تکلیف ملت را در قبال برخوردهای انتقاد آمیز با دولت و احتمالا سعی در نصیحت دولت برای تصحیح روند رو به جلوی خود مشخص خواهد نمود.
ب)کمک به شفاف تر شدن مواضع خاتمی و همه گیر شدن اصول اصلاح طلبی مورد نظر وی و تصحیح روند برخورد اصلاح طلبان با طیف راست افراطی
پ)افزوده شدن به محبوبیت خاتمی در میان قشر روشنفکر و یا حتا در سطوح پایین تر جامعه. مسلما سخنان خانم رجبی به افول جایگاه همسرشان بیشتر از کاستن از محبوبیت خاتمی کمک خواهد کرد.
ت)روشن شدن مواضع طرفداران احمدی نژاد و القای پروسه ذوب در احمدی نژاد؛ آنگونه که شخص شخیص ایشان نیز خود به طور کامل در احمدی نژاد و اهداف بلند مدت ایشان ذوب شده است. از نتایج این ذوب شدن در رییس جمهور می توان به شایعاتی درباره ی هاله ی نورانی و یا ارتباط دولت با امام زمان اشاره نمود که با طی همین روند احتمالا به فراخوانی امام زمان به جای دعا برای ظهورشان خواهد انجامید. و یا حداقل تصمیم برای آماده سازی زمینه های ظهور امام زمان براساس روایات اسلامی و به راه اندازی جنگ ها و خون ریزی های وعده داده شده منجر خواهد شد.
ث) رو شدن اختلافات درونی بین مجلس و دولت که تا کنون با مصالحه و ریش سفیدی رییس مجلس و رییس جمهور در زیر پوسته ای بسیار شکننده مخفی شده بود. پاراگراف پایانی نامه مورد نظر را به خاطر بیاورید:« از مجلس انتظاری نیست، عملکرد دو بخشی و دوگانه مجلس هفتم با دولت خاتمی و احمدی نژاد برای عموم ملت؛ اصول و تعهدات آن را آشکار کرده است. مجلس به راه خود رود! رییس آن به سفرهای استانی برود و به مردم القا کند که مجلس دولت را مکلف می کند که چه بکند و چه نکند...»
ج) با توجه به نامه اخیر سخنگوی دولت به دادستان تهران، همانطور که در آغاز نیز گفته آمد، مرگ برای همسایه سزاوار است...
بااین حال، امید آن می رود که با موضع گیری صریح سید محمد خاتمی و همچنین نصایح مشفقانه ی وابستگان به دولت جلوی این فتنه نیز گرفته شود و این خالق معجزه ی هزاره سوم سودای به باد دادن سر خود از سر بیرون کند...