|
خبرنامه شوراي هماهنگي نيروهاي اصلاح طلب دانشگاه آزاد اسلامی یزد
|
سید حسن کاظم زاده
لابد حکایت آن سه تا گاو را که در بیشه یی با هم زندگی می کردند را شنیده اید. و حتما باز هم شنیده اید که در نزدیکی آنها، شیری زندگی می کرد که چشم طمع به آنها دوخته بود. ولی هر بار که سعی می نمود تا یکی از آنها را شکار نموده و بخورد، اما گاوها پشت به پشت هم داده و دمار از روزگار شیر شکمو در می آوردند.
شیر که فهمیده بود اینطوری نمی تواند بر گاوها مسلط شده و آنها را بخورد، با مکر و فریب موفق شد تا در میان سه گاو داستان ما تفرقه ایجاد نموده، و هر یک از آنها را به تنهایی و در گوشه یی دنج یک لقمه ی چپ نماید.
حال، حکایت مردم هر کشوری بی شباهت به آن گاوها نیست. چنانکه اگر مردم، قدرت خود را در قالب احزاب و نهاد های مدنی ادغام، یا متمرکز نمایند، خواهند توانست در برابر شیران مستبد ایستادگی نمایند. و گرنه، همچون لقمه های راحت الحلقومی خواهند بود، که توسط حاکمان بلعیده می شوند و در این بین، کسی به دادشان نخواهد رسید.
همچنین، هر یک از افراد یک ملت، مطالباتی دارند، که اگر به تنهایی در پی آن روان شوند، صدایشان به گوش هیچ مستبدی نخواهد رسید. و در صورت شنیده شدن صدای آحاد ملت، توسط جناب حاکم، کسی به آنها گوش نداده و نسبت بدان ترتیب اثر نخواهد داد. البته، اگر از روی عصبانیت، سر مطالبه کننده را زیر آب نشود.
از این رو، مستبدان، همواره تلاش می کنند، در صورت امکان، درب احزاب و نهاد های مدنی را تخته قاپو نموده و یا شرایط تشکیل این گونه نهادها را، چنان سخت نمایند که افراد نا اهل!!! نتوانند حزب و انجمن را راه بیاندازند.
راه دیگری که برای جلوگیری تاثیر گذاری احزاب ممکن است به کار رود، ایجاد آلرژی ملی در برابر تحزب است. راهش هم آن است تا با استفاده از رسانه ها که عمدتا در چنین جوامعی ملی!!! هم هستند، جایگاه حزب و تحزب و نهاد های مدنی را در برابر افکار عمومی تضعیف نماید.
نتیجه گیری:
الف -"گاوها برای اینکه بلعیده نشوند باید به تاسیس نهاد های مدنی برای خودشان بپردازند."
ب – "شیرها برای اینکه از گرسنگی نمیرند باید ریشه ی نهادهای مدنی را از روی زمین بر چینند."