|
خبرنامه شوراي هماهنگي نيروهاي اصلاح طلب دانشگاه آزاد اسلامی یزد
|
با سلام
اینجانبان جمعی از دانشجویان دختر دانشگاه یزد نسبت به آنچه که در دانشگاه عدالت نامیده می شود شکایت داریم.
همانگونه که مستحضرید دانشجوی پویا و کنجکاو مایل است بداند وظیفه هرکدام از مسئولین نظام چیست؟ شاید دانستن وظایف رئیس جمهور، وزرا و مسئولین رده بالای نظام ،دردی را دوا نکند اما دانستن وظایف کوچکترین اعضا و کارکنان نهاد دانشگاه ما را مصمم می کند که در صورت انحراف از وظایفشان، مثل چشم جامعه در برابر آنان عمل کنیم و آنان را از ادامه انحراف باز داریم، اما آیا وظیفه کارکنان دانشگاه و مسئولین آن تربیت کردن افرادی است که خود پیش از این در نهاد خانواده تربیت شده اند؟آیا توجیه حق را زیر پاگذاشتن می تواند اخراج از سمت ومسئولیت و شغل خود در دانشگاه باشد؟ که بعضی از کارکنان و مسئولین دانشگاه یزد در برابر سؤال عمده دانشجویان «چرا حق زیر پا گذاشته می شود» از اخراج شدن خود در صورت «رعایت حق وعدالت» صحبت می کنند.
بارها و بارها شنیده ایم که:«چون حاکم بین مردم شوید،به عدالت رفتار کنید» اما چرا در خوابگاه های دختران دانشجو در سرتاسر پهنه ی این خاک، که چون پادگان های نظامی هستند عدالت رعایت نمی شود؟ چرا این عدالت شکنی باید از سوی کسانی صورت گیرد که دم از علی(ع) می زنند و مبلغین اسلام ناب محمدی هستند؟ آیا این ستم به علی(ع) و اسلام ناب محمدی نیست؟
کدامیک از مسئولین نظام از مشکلات و مصائبی که بر دختران دانشجو می رود اطلاع دارند؟ برخورد بد نگهبانان خوابگاهها، مدیریت وتمام کسانی که به نحوی با دختران دانشجو در ارتباطند چگونه و از سوی چه کسانی باید توجیه شود؟ چرا اساتید ما که عنوان زیبای معلم را بر دوش می کشند به جای ارتقای سطح علمی دانشجویان به حاشیه پردازی در کلاسها و توهین به مقام زنان مشغولند؟ نکته جالب توجه این است که کلاسهای معارف اسلامی ما که باید کلاسهای انسان سازی باشد بیشترین برخوردهای بد با دانشجویان دختر و توهین به مقام زن صورت می گیرد.آیا حضرت فاطمه(س) بزرگ بانوی اسلام، زن نیست؟ آیا حضرت زینب کبری(س) که در کربلا مصائب یک کاروان و مصائب اسلام را بر دوش کشید، زن نبود؟ آیا اساتید معارف اسلامی ما در صورت حضور حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب کبری(س) در کلاس درس(که اینان خود بزرگترین معلم انسانها هستند) رفتاری بهتر از این خواهند داشت؟
دانشجو بودن ایجاب می کند که پژوهشگر و فعال باشیم و اگر متن این نامه، عموما سؤال است نباید خرده ای بر دانشجو گرفت. چرا که بهترین روش برای نمایاندن کسانی که «زیر پوست اسلام» بزرگترین ضربه را به اسلام می زنند همین سؤال وجواب و البته ناحق جلوه دادن آنان است.
سؤال بزرگتر و عمیق تری که در ذهن دانشجویان دختر و نویسندگان این نامه وجود دارد، این است که چرا با برنامه ریزی غلط، مسئولین سعی می کنند گناه مشکلات مملکت را بر گردن مسائل کوچک پیش پا افتاده ای از جمله حجاب بگذرند؟ آیا اگر مشکل حجاب حل شود تمام مشکلات جامعه حل می شود تمام مشکلات جامعه حل می شود؟ آیا در صورت حل شدن بدحجابی،مشکلاتی چون فقر، بیکاری، فساد، بیماری، اقتصاد بیمار و..... حل خواهند شد؟ آیا فکر نمی کنید بدحجابی نتیجه مستقیم بی عدالتی است؟ مقصر کیست؟ آیا باید چهره ای خشن وزمخت از اسلام، که توسط بعضی از مسئولین ارائه می شود باور شود یا آنچه مکتوب در مورد اسلام به عنوان دین رحمت ومحبت است؟ سزای کسانی که چنین تصویری از اسلام ارائه می کنند چیست؟
مسئولین محترم نظام!
همان گونه که مستحضرید دانشگاه، محلی برای پرورش انسانها جهت ورود به جامعه است. و همه ما دانشجویان یاد می گیریم چگونه در اجتماع، با علایق و سلایق مختلف زندگی کنیم و نیروی محرکه اجتماع خود باشیم اما متأسفانه در دانشگاهها و بالاخص دانشگاه یزد شاهد(حصارکشی بین مردان وزنان) هستیم که از مصادیق آن می توان به لغو اردوهای مختلط، لغو سینماهای مختلط، لغو افطاری های مختلط و..........اشاره کرد که همه و همه نشان دهنده عدم اعتماد مسئولین دانشگاه به قشر پویا و فعال دانشجو است به طوری که اکنون روابط دانشجو ومسئول در دانشگاه به سردی گراییده است. آیا از نظر شما لغو برنامه تفریحی و فرهنگی دانشگاه در راستای پیشرفت علمی صورت گرفته است و مگر چه منافاتی میان برنامه هایی چون اردوها و سینماها و افطاری های مختلط و ارزشهای اسلامی وجود دارد.
مسئولین محترم
مسخ شدن مسئولین، به سبب نشستن پشت میز و تبدیل آنها به انسانهایی «بیشترفهم» در راستای کدام برنامه معنوی دین اسلام است؟ آیا هر مسئولی دردانشگاه به مجرد اینکه حائز مسئولیتی در دانشگاه است باید به تمام افراد زیردست خود و دانشجویان پشت پا بزند؟ و توهین به آنها را سرمشق کار خود قرار دهند؟ چرا سرپرست های خوابگاههای دختران دانشجو در تمام کشور به دنبال ارعاب، تهدید و پرونده سازی برای دانشجویان هستند؟ کدام مسئله فقهی و شرعی این مسئله را توجیه می کند؟ مگر نه این است که همه مسئولین دانشگاه، مسئولیت خود را به واسطه دانشجویان دارند؟ مگر فلسفه وجودی دانشگاه، دانشجو نیست؟
گماشتگان مردم!
از نظر شما، بت پرستی چیست؟ مگر نه این است که تندیسی است که آنرا کنار خود بگذاریم و هردم آنرا ستایش کنیم. اما میزی که یک مسئول پشت آن نشسته است و خود را بزرگ می پندارد کوچک است و همان هم هدیه مردم. چرا گاهی اوقات مسئولین به خود حق می دهند هرطور که می خواهند رفتار کنند و هر حکمی که در توان دارند صادر کنند. آیا تمام مشکلات دانشجو و دانشگاه و فضای فرهنگی را می شناختند که اقدام به توقیف 2 نشریه، احضار 4 نشریه به کمیته ناظر کردند؟ آیا تمام جوانب این امر سنجیده شده بود؟
چه حیف که نمی دانند/ نه هر آنکس که به سجده گاه شتافت/ مسلمانی را شناخت/مسلمانی تسبیح دست تو نیست/ کشیدن ساک مسافر خسته ایست/ زل زدن به چشمان کودک گرسنه نیست/ فریاد های های به حال این جماعت باید گریست.
وقتی تمام این رفتارهای مقابل با عدالت را دردانشگاه شاهدیم، هرکدام از ما قلمی می شویم که با تمام وجود می سراییم:
ما، اما خواهیم گریخت/ راحت و آسوده/ حتی دمی به حال این جماعت نخواهیم گریست
پس نترسید از حرف زدن دانشجویان، از فعالیت آنان، از شور و نشاط آنان و از اعتراض آنها. بترسید از روزی که هرکدام از این دانشجویان کوله باری بردارند و فرداهای جامعه ما ساخته نشود.
همچنین در پایان متذکر می شویم که افراد زیادی با متن این نامه موافق بودند اما از امضا خودداری کردند که این خود حاکی از وجود ترس از پیگیری مسئولان و پرونده سازی در دانشگاه می باشد که موضوع حائز اهمیتی است.